محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
66
تفسير قرآن صفى على شاه
پس كسى كه بوده باشد از شما بيمار يا بر سفر پس مدت شمرده شد از روزهاى ديگر و بر آن كسانى كه طاقت دارند آن را فدا دهند طعام بيچارهاى را پس هر كه رغبت كرد نيكى را پس آن بهتر است مر او را و اگر روزه بگيريد بهتر است مر شما را اگر باشيد كه بدانيد ( 184 ) ماه رمضان آنكه فرو فرستاده شد در آن قرآن بهدايت براى مردمان و بينهها از هدايت و فرقان پس هر كه حاضر است از شما اينماه را پس بايد روزه بگيرد آن را و آنكه باشد بيمار يا بر سفرى پس شمرده شد از روزهاى ديگر ميخواهد خدا بشما آسانى را و نميخواهد بشما دشوارى را و از براى آنكه تمام كنيد شماره را و تا ببزرگى ياد كنيد خدا را بر آنچه راه نمود شما را و تا شايد شما شكر كنيد ( 185 ) و چون پرسندت بندگان من از من پس بدرستى كه من زود پذيرندهام خواندن خواننده را چون خواند مرا پس بپذير مرا و بايد ايمان آوريد به من تا شايد شما بفلاح رسيد ( 186 ) حلال شد براى شب روزه جماع با زنانتان آنهااند لباس براى شما و شما لباسيد ايشان را دانسته خدا كه شما بوديد كه خيانت كرديد خودتان را پس پذيرفت بر شما و درگذشت از شما پس اكنون مباشرت كنيد ايشان را و بجوئيد آنچه نوشته خدا براى شما و بخوريد و بياشاميد تا آنكه پديد آيد براى شما رشته سفيد از رشته سياه از صبح پس تمام كنيد روزه را تا شب و مباشرت مكنيد ايشان را و شمائيد معتكفان در مسجدها اينست حدهاى خدا پس نزديك مشويد آن را همچنين هويدا مىكند خدا آيتهايش را براى مردمان تا شايد ايشان بپرهيزند ( 187 ) در بيان صوم اى گروه مؤمنان اندر مقام * بر شما به نوشته شد حكم صيام هم چنان كه شد نوشته پيش ازين * روزه بر هر امتى از اهل دين مر شود آن موجب پرهيزتان * از هواى نفس جهل آميزتان روزهايى كه بجز معدود نيست * صوم واجب جز در آن محمود نيست پس مريض است ار كسى ور در سفر * هست صوم او در ايام دگر وانكسانى را كه باشد طاقتى * چاره نبود از قبول فديتى فديه مسكين را بده يعنى طعام * كآن بود نايب مناب اندر صيام هر كه بر نيكى كند رغبت يقين * بهر او بهتر بود در راه دين مر مساكين را دهد نان و طعام * بهر افطارى كه كرد اندر صيام روزه ور گيرد ز اطعام افضل است * گر بدانيد ار چه اطعام اسهل است شهر رمضانست كاندر وى نزول * يافت قرآن بهر اكمال عقول اين كمال آمد هدايت بهر ناس * تا شناسى شاه معنى زين لباس بيّناتست و هدى در ملك فرق * تافت فرقان همچو نور جان ز شرق پس هران شد حاضر اين ماه از شما * روزه بايد گيرد از وجه رضا ور مريض است و مسافر شد معاف * تا در ايام دگر دور از خلاف بر شما حق خواست در هر كار يسر * مى نخواهد تا فتد مردى بعسر تا مگر تكميل اين مدت كنيد * ياد معبود بزرگ آيت كنيد هم بجرم خويش مستغفر شويد * بر هدايتهاى او شاكر شويد چون تو را پرسند از من اى حبيب * پس عبادم را قريبم هم مجيب